به گزارش آتیه نیوز، ضروری به نظر میسد مسئولان وزارت فرهنگ، ناشران، کتابفروشان، کارگزاریهای ادبی و تمام افرادی که در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران شرکت میکنند یا مسئول برگزاری آن هستند، ابتدا هدف خود را از این نمایشگاه مشخص کنند. اگر پذیرفته شده است که نمایشگاه کتاب به عنوان فروشگاه بزرگی برگزار میشود تا ناشران بخش اصلی درآمد سالانه خود را به کمک آن تامین میکنند، باید این رویکرد به شکل شفاف بیان شود. بیش از سه دهه این نمایشگاه، بازار بزرگ کتاب بوده است و بعد از این هم میتواند سالها به همین شکل ادامه داشته باشد؛ اما اگر قرار است بعد از سه دهه ایران هم به سمت آنچه در کشورهای پیشرفته به عنوان نمایشگاه بینالمللی کتاب شناخته میشود، گام بردارد، باید تغییراتی برای راهگشایی انجام شود.
اگر حضور کتابفروشان در نمایشگاه کتاب مورد بررسی قرار میگیرد، باید به شکل کامل به این موضوع پرداخته شود. در دولت سیزدهم، دو دوره کتابفروشان در بخش مجازی نمایشگاه کتاب حاضر شدند و کتاب فروختند، این اقدام میتوانست مانع آسیب به کتابفروشان شود که هر سال با برگزاری نمایشگاه کتاب، یک ماه قبل و یک ماه بعد از آن فروش نداشتند؛ اما رویکرد مسئولان وقت محدود به همین نبود، مسئولان وزارت فرهنگ در نظر داشتند نمایشگاه کتاب را «فرهنگیتر» برگزار و با انتقال فروش به بخش مجازی، این رویداد را به شکل نمایشگاهی برگزار کنند. امروز هم نمیتوان فقط بخشی از آن رویکرد را اجرا یا درباره آن بحث کرد، بهتر است مسائل به شکل کامل مورد بررسی قرار بگیرد. به همین دلیل است که باید هدف برگزاری نمایشگاه کتاب شفاف شود.
دو سال مشارکت کتابفروشان در بازاری که گاه از طرف جامعهشناسان به بازار ترهبار تشبیه میشود و بیش از سه دهه در انحصار ناشران بوده است، هرچند با تعداد محدود کتابفروشان و درصد فروش ناچیز فروش در نمایشگاه، با چنان عکسالعملی از طرف برخی از ناشران مواجه شد که در سال سوم و با تغییر دولت، کتابفروشان کنار گذاشته شدند. این در حالی است که کتابفروشان به عنوان آخرین حلقه چرخه صنعت نشر شناخته میشوند و آنها هستند که در طول سال، کالای تولید شده توسط ناشران را به فروش میرسانند.
از طرفی، ناشران در جامعه به عنوان گروهی روشن و با افکاری بهروز شناخته میشوند، این در حالی است که در عمل چنین رفتاری در تعداد قابل توجهی از آنها مشاهده نمیشود و تصمیمهای خود را مانند تُجار، برای رسیدن به سود، در کوتاهترین زمان ممکن میگیرند.
نکته مهمی که در این بررسی نباید نادیده گرفته شود، شرکت گروه کوچکی از کتابفروشان در سامانه بازار کتاب است. این نکته زمانی اهمیت پیدا میکند که تمام تسهیلات دولتی به همین گروه کوچک تعلق میگیرد، طرحهای فصلی، امکان استفاده از یارانه و البته شرکت در نمایشگاه کتاب، فقط برای کتابفروشانی ممکن است که در این سامانه عضو باشند.
سامانه بازار کتاب در دولت سیزدهم شکل گرفت، شرایط اجتماعی خاص، رویکرد دولت و کوتاه بودن دوره فعالیت آن(دولت سیزدهم سه سال عمر داشت) در آن زمان باعث شد، بخش بزرگ کتابفروشان حاضر به همکاری با موسسان سامانه بازار کتاب نشوند و عطای تسهیلات و یارانههایش را به لقایش بخشیدند.
در دولت چهاردهم که صحبت از همبستگی در میان است، ضروری به نظر میرسد وزارت فرهنگ و خانه کتاب هرچه زودتر زمینه را برای جذب کتابفروشان به سامانه بازار کتاب مهیا کند، یا روش دیگری برای اعطای یارانه درنظر بگیرند، زیرا در چنین شرایطی یارانه به گروه خاص و محدودی تعلق میگیرد. در قدم بعدی است که میتوان درباره مشارکت کتابفروشان در نمایشگاه کتاب و تاثیر آن بر چرخه نشر نظر داد.
به نظر میرسد، باید دید ناشران ایران، اجازه برگزاری نمایشگاه کتاب را میدهند یا باید این رویداد به شکل بازاری بزرگ برگزارشود؟ آیا ممکن است مسئولان وزارت فرهنگ در دولت چهاردهم هم به برگزاری این رویداد به شکل «فرهنگیتر» توجه داشته باشند؟ در نتیجه ضرورت دارد بعد از سه دهه برگزاری نمایشگاه کتاب، مسئولان و فعالان حوزه نشر با یکدیگر صادق و شفاف باشند، دور باطل بحثهای تکراری را کنار بگذارند و هدف از برگزاری نمایشگاه کتاب را اعلام کنند.
نظر شما