شنبه ۰۵ فروردين ۱۳۹۶
Saturday, 25 March 2017
کد خبر: ۵۷۸۴
تاریخ انتشار: ۱۷:۵۱ - ۱۸ آذر ۱۳۹۵
ما از ترس هو و جنجال شما دوست مبارز قدیمی دست از تحسین بعضی صفات فیدل برنمی‌داریم. حتی ابایی نداریم از شکل سیگار کشیدنش تعریف کنیم و از این که با کلی آدم دوست داشتنی مثل مارادونا و مارکز، دوستی داشت تمجید نکنیم و از این که بارها از دست مزدوران سیا جان به در برد خوشحال نباشیم.
سیدعبدالجواد موسوی- همین اول یک ماجرای بامزه برایتان تعریف کنم: کتابی ترجمه شده توسط علی اکبر عبدالرشیدی. روی جلد هم نوشته شده:زندگی نامه فیدل کاسترو. اسم فوئنتس نویسنده شهیر آمریکای لاتین هم روی جلد آمده است.کتاب پر حجمی است. ناشر کتاب هم موسسه روزنامه اطلاعات است. من این کتاب را خواندم. کامل و با دقت. به سختی هم خواندم.چون ترجمه خیلی بدی داشت. خیلی.

با این حال آن قدر حرف های عجیب و غریب و جذابی در کتاب بود که بعضی از فصولش را چندبار خواندم. با هیجان هم چند جایی نشستم و از محتوای غریب این کتاب حرف زدم. اما چون همه آن چه در این کتاب آمده بود با چیزهایی که پیش تر خوانده بودم تفاوت داشت هیچ وقت جرئت نکردم استنباطم از این کتاب را قلمی کنم. بعدها شنیدم که این کتاب در واقع هجویه ایست بر زندگی نامه هایی که از کاسترو منتشر شده.

در واقع جناب فوئنتس با این کتاب چیزی شبیه پارودی نوشته. ظاهرا یکی دو تن از دوستان این قدر همین کتاب طنزآمیز را جدی گرفتند که بر اساس آن سرمقاله هم نوشتند و به این نتیجه حیرت آور هم رسیدند که کلا کاسترو و چه گوارا کلاه بردار بودند و کلی هم دل سوزاندند به حال مردمانی که فریب آن هارا خوردند و زندگی شان را تباه کردند. این را گفتم تا بدانید بسیاری از چیزهایی که ما درباره کوبا و کاسترو و جریان چپ در آمریکای لاتین می گوییم و می نویسیم از این دست است.

اصولا قضاوت کردن قاطعانه آن هم درباره آدمی که خیلی هم به ما مربوط نمی شود کار بسیار سختی است. نه تنها درباره کاسترو که درباره پینوشه هم نمی توانیم به راحتی بگوییم مردمش را به خاک سیاه نشاند. قطعا ما که در این سوی دنیا هستیم و با ویکتورخارا و کوستاگاوراس با شیلی آشنا شده ایم آلنده را دوست می داریم و از پینوشه متنفریم. آلنده را مظهر انسانیت می دانیم و پینوشه را دیکتاتوری خونخوار می دانیم. چرا که آلنده را سیاستمداری مردمی می پنداریم و پینوشه را دشمن خلق می انگاریم. اما جالب است بسیاری از مردم شیلی مانند ما نمی اندیشند. همین جناب پینوشه که خیلی ها را روز روشن گذاشت سینه دیوار و آن همه جرم و جنایت آشکار و پنهان انجام داد در سرزمین خودش آن قدر هواخواه و سینه چاک داشت که تا آخر عمر نگذاشتند سیاستمدار محبوبشان محاکمه شود و جناب پینوشه توانست علی رغم محکومیت بین المللی و آن همه دشمن قسم خورده چپ در سرزمین خودش روزهای آخر عمرش را بگذراند و به مرگ طبیعی بمیرد.

من چون تکلیفم با خودم خیلی روشن و مشخص است می گویم گور پدر پینوشه و همه طرفدارانش. و هم چنان با دیدن تصویر ویکتور خارا و شنیدن موسیقی فیلم حکومت نظامی و z کاملا حالم عوض می شود اما قطعا از طرف و به نمایندگی مردم شیلی سخن نمی گویم.این هایی که می گویند کاسترو مردم کوبا را بدبخت کرد باید خیلی روشن و واضح به ما بگویند این نمایندگی مردم را چه کسی به آن ها داده؟ این هایی که الان در کوبا و شیلی و هند و بقیه جاهای دنیا آمده اند بیرون و دارند برای کاسترو اشک می ریزند مردم نیستند؟ مردم فقط همان کوبایی های ساکن آمریکای مهربانند که بیرون ریختند و برای مرگ کاسترو پای کوبی کردند؟ اصلا آمار سرانه سلامت در کوبا دروغ است. بی سوادی هم ریشه کن نشده. میزان مرگ و میر کودکان هم بالاست. مردم کوبا هم همه از دم سوءتغذیه دارند. آیا همه این ها فقط یک مقصر دارد و آن هم فیدل است؟آمریکایی های مهربانی که بیش از نیم قرن است کوبا را تحریم کردند هیچ تقصیری ندارند؟ دیگر کشورهای آمریکای لاتین که هیچ وقت دست به اسلحه نبردند و به دیگر کشورها چریک اعزام نکردند و حتی یک بار هم به آمریکای مهربان نازک تر از گل هم نگفتند الان غرق در رفاه و شادمانی اند؟ آخر خزعبل گفتن هم حد و حدودی دارد.

از همه خنده دار تر چپ های توبه کارند. پدرآمرزیده تو درک درستی از جامعه ات نداشتی و فکر می کردی نسخه سیراماسترا در همه جای جهان جواب می دهد و می خواستی جنگل های شمال ایران را بدل از جنگل های جزیره کارائیب بگیری و خیال ورت داشته بود در سرزمینی که از عام تا خاص برای شهادت حسین بن علی سر تا پایشان را سیاه می کنند نسخه کارل مارکس تجویز کنی؛ تقصیر ما چیست؟ ما بابت آن ساده دلی ها تو را سرزنش نمی کنیم. نه تنها سرزنشت نمی کنیم که بابت غیرتی که ورزیدی تا بساط ظلم برچیده شود برایت احترام قائلیم اما تو هم حد خودت را نگه دار و انتقام جوانی برباد رفته ات را از ما نگیر. امروز هم نگو: ما هم زمانی ساده بودیم و فکر می کردیم کاسترو قهرمان خلق های دربند است و بعدها فهمیدیم او هم یک دیکتاتور خونخوار است و بعد هم سر منبر بروی که: ای جوانان اشتباه مارا تکرار نکنید! چرا هنوز مثل روزگاران جوانی ات فکر می کنی محور و معیار عالمی؟

چرا ما باید مثل تو فکر کنیم؟ خاطرت جمع! ما نه مثل روزگاران جوانی تو کاسترو را تنها راه نجات بشریت می دانیم و نه همانند امروز تو او را دیکتاتوری خونریز. سعی می کنیم او را در ظرف تاریخ و جغرافیای خودش فهم کنیم. سعی می کنیم او را از دریچه مردمی که او را عاشقانه دوست می دارند و ایضا مردمی که دیوانه وار از او متنفرند ببینیم. البته به علایق خودمان هم به شدت احترام می گذاریم و از ترس هو و جنجال شما دوست مبارز قدیمی دست از تحسین بعضی صفات فیدل برنمی داریم. حتی ابایی نداریم از شکل سیگار کشیدنش تعریف کنیم. و از این که با کلی آدم دوست داشتنی مثل مارادونا و مارکز دوستی داشت تمجید نکنیم. و از این که توانست بارها و بارها از دست مزدوران سازمان سیا جان به در ببرد خوشحال نباشیم. اصلا هم مهم نیست شما در باره ما چه فکر می کنید. مهم این است که ما به خودمان دروغ نمی گوییم

برچسب ها: فیدل ، کاسترو ، چه گوارا ، کوبا ، چپ ، آتیه
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نام:
ایمیل:
* نظر: